تهران مدا

خانه

دوره های آموزشی

سلبریتی ها

زیبایی

آگهی ها

تالار گفتمان

خانه بیوگرافی داستان واقعی پشت فیلم جدید خانه گوچی

داستان واقعی پشت فیلم جدید خانه گوچی

1400-05-10

داستان واقعی پشت فیلم جدید خانه گوچی

11 دقیقه

331

این طلسم خانواده گوچی است که حتی وقتی کشته می‌شوند هم باعث رنج بازماندگانشان می شوند. این اظهار نظر در مورد زندگی آشفته و داستان زندگی یکی از معروف ترین خانواده های ایتالیایی صدق می کند. خانواده ای که نامش مترادف با چمدان های لوکس و مد روز است. این نقل قول از جنیفر گوچی است. خواهرِ همسرِ پاتریزیا جیانی، زنی که در سال 1998 به اتهام استخدام قاتلان حرفه‌ای برای قتل همسر سابقش، Maurizio Gucci، در مارس ۱۹۹۵ دستگیر و به 18 سال زندان محکوم شد




این نقل قول، کلید درک این تلخی بزرگ است. درک داستان های یک خانواده بزرگ که در سی سال گذشته، مرکز توجه و صحبت رسانه های عمومی بودند. داستان مشکلاتی حول محور میراث این خانواده ایجاد شده بود.

در آغاز قرن بیستم، زمانیکه گوچیو گوچی  به عنوان باربر در هتل ساوی مشغول کار بود، ایده ای ذهنش را روشن کرد. تولید کیف و چمدان های سفری زیبا و در عین حال کاربردی.

او به فلورانس بازگشت و کسب و کار خودش را راه اندازی کرد. تولید چمدان هایی مد روز که حمل و نقلشان آسان باشد. از این نقطه بود که خانه مد گوچی متولد شد که امروز نام خود را  در حوزه محصولات چرمی لوکس مثل کیف های دستی و کفش همچنان حفظ کرده است.

 و از همان آغاز داستان، رقابت خانوادگی، حسادت و حرص و طمع به وجود آمد که با دستگیری پاتریزیا گوچی به اوج رسید.

پاتریزیا نی ریجانی، اینطور اذعان میکرد که داستان ازدواجش با مائوریتزیو گوچی در اکتبر 1972، زمانی که هردو 24 ساله بودند، مشابه داستان عاشقانه رمئو و ژولیت بود. مائوریتزیو گوچی، نوه گوچیو گوچی، تنها پسر رادولفو گوچی بود و پدرش مخالف ازدواج او با پاتریزیا بود.

رادولفو به واقعی بودن علاقه پاتریزیا به پسرش مشکوک بود و عقیده داشت وی تنها به خاطر دست یافتن به ثروت خانوادگی آنها قصد ازدواج با پسرش را دارد. علی رغم اینکه پاتریزیا خود وارث ثروت هنگفتی از خانواده ریجانی بود که در کسب و کار راه سازی بودند.

رادولفو حتی به پدر پاتریزیا، فردیناندو ریجانی تلفن کرد و اعلام کرد که به هیچ عنوان اجازه نمیدهد این ازدواج سر بگیرد. ریجانی که به خاطر دخترش از این مساله بسیار آزرده شد، به جای مشاجره با رادولفو تصمیم گرفت مائوریتزیو را به خانه خود راه داده و مانند داماد آینده اش با او رفتار کند و حتی مخارج تحصیل او در دانشگاه را تقبل کند چرا که پدرش تمام ثروت خانواده را از او دریغ کرده بود.

رادولفو گوچی در نهایت علی رغم تمام تلاش هایش برای برهم زدن ازدواج پسرش مجبور شد این وصلت را قبول کند و در جشن ازدواج این زوج در اکتبر سال 1972 حضور پیدا کرد.

طی ده سال بعدی، همه چیز بین مائوریتزیو و پاتریزیا در صلح و عشق گذشت. این مرگ رودلفو گوچی در سال 1983 بود که نقطه عطفی را در امور خاندان گوچی رقم زد و نه تنها باعث اختلافات خانوادگی شدیدی شد ، بلکه منجر به فروپاشی ازدواج بین پاتریسیا و مائوریزیو در 1984 گردید.

در اوایل دهه 1980 ، دادگاه عالی منهتن مسئول حل نزاع بین پسرعموهای گوچی ، مائوریزیو و پائولو شد.

اختلافات خانوادگی بسیار شدت گرفت. مائوریتزیو گوچی اسنادی را منتشر کرد که گواهی بر فرار سیستماتیک مالیات بر درآمد توسط پسر عمویش بود.  سپس حکم بازداشت خودش به خاطر ارتباط با یک شرکت دریایی غیرقانونی که در پاناما برای خرید یک قایق تفریحی لوکس افتتاح شده بود ، صادر شد.

در نهایت ثروت شرکت گوچی از همه نبردهای مخرب خانوادگی جان سالم به در برد. با این حال ، با کنترل مداوم شرکت ( جناح Maurizio در یک دوره زمانی 53 درصد از سهام شرکت را مدیریت می کرد ، در حالی که پسر عموهایش پائولو ، جورجیو و روبرتو جمعا 60 درصد را در دست داشتند) این اتفاق به وضوح نشان دهنده اين بود كه اين كسب و كار خانوادگی دیگر قرار نیست خانوادگی اداره شود.

                                                                                        

این نزاع سرانجام در سال 1993  وقتی به پایان رسید که مائوریتزیو ، رئیس کمپانی در آن زمان ، دارایی های گوچی را به مبلغ 190 میلیون دلار به یک شرکت انگلیسی-عربی به نام Invest corp فروخت.

در آن زمان بود که پاتریزیا گوچی دوباره ظاهر شد و در سال 1994 اعلام کرد که نگران این است که چه سهمی از ثروت خانواده به او و دو دخترش ، الساندرا و آلگرا می رسد. او همچنین فاش کرد که در حال نوشتن یک زندگی نامه است  و به وضوح نشان داد که تصویر او از خانواده گوچی در این کتاب ارائه می دهد  تصویر خوشایندی نخواهد بود.

علاوه بر این ، هنگام بحث در مورد مسائل خانوادگی ، پاتریزیا همچنان از مائوریزیو به عنوان "همسرم" یاد می کرد ، با وجود اینکه آنها طلاق گرفته بودند و ازدواجشان 10 سالقبل به پایان رسیده بود. بدتر از آن ، او این موضوع را از پائولا فرانچی ، زنی که شوهر سابقش در زمان مرگش با او زندگی می کرد ، چندان پنهان نمی کرد. پاتریزیا هرگز نام پائولا را ذکر نمی کند و فقط او را "آن زن" That Woman می نامد.

صبح روز 27 مارس 1995 ، مائوریتزیو گوچی توسط دو ناشناس که در خارج از دفتر خود در میلان منتظر وی بودند ، مورد اصابت گلوله قرار گرفت. پلیس بلافاصله احساس کرد که این قتل کار قاتلان حرفه ای بوده است.

تیراندازی دقیق، خونسردی قاتلان و زخمی کردن سرایدار ساختمان اداری که به کمک مائوریتزیو آمده بود و فرار خونسردانه آنها برای ورود به ترافیک میلان ، تنها از قاتلان حرفه ای ساخته بود. احتمالا ماموران حرفه ای مافیا.

تحقیقات اولیه بر سه حوزه متمرکز بود: فروش اخیر کسب و کار خانوادگی گوچی، قصد مائوریتزیو گوچی برای راه اندازی یک کازینوی قمار در سوئیس و به طور مشخص همسر سابق وی، پاتریزیا.

محققان بر این باورند که وی از طریق یک فالگیر ناپولی به نام "جوزپینا اورییما" ، دو قاتل را به منظور قتل همسرش استخدام کرده است. آنها همچنین معتقدند می توانند ثابت کنند که پاتریزیا برای کشتن شوهر سابق خود حدود 350،000 دلار به این دو مرد پرداخت کرده است.

زمانی که ماموران پلیس درب آپارتمان مرکزی پاتریسیا گوچی در میلان را زدند، از او پرسیدند آیا می تواند حدس بزند چرا برای دستگیری او آمده اند.

او پاسخ داد: "شما به دلیل مرگ شوهرم آمده اید."

او همچنان از مائوریتزیو با عنوان همسر فغلی خود یاد میکرد.

پاتریزیا جیانی سرانجام در سال 1998 به خاطر دستور به قتل همسر سابق خود به 18 سال زندان محکوم شد.

وقتی در مصاحبه ای از او پرسیدند چرا نقشه قتل همسر خود را کشیده است در پاسخ گفت:

او باعث رنج من بود. همین.

نوشته شده توسط نیلوفر ترابنده

0
0

افزودن نظر

نظرات کاربران (0)